خواجه نصير الدين الطوسي
546
اخلاق محتشمى ( فارسى )
نكنى ، كه موجب خجلت و سبب شرمسارى آنكس باشد ، تا در سخاوت و كرم چنان باشى كه گفتهاند : ( بيت : ) مستان بادهء صلتت را نديد كس * كز رنج منّت تو ببخشش خمار كرد اذا الجود لم يرزق خلاصا من الاذى * فلا الحمد مكسوبا و لا المال باقيا چه اين طر [ ا ] يق و عادات كه ذكر رفت اخلاق ترا مهذب گرداند ، و ترا در نظر نظر او بمجالس [ 32 پ ] اكفاء آراسته « 1 » و موقر كند . ( 41 ) اى پسر ! نفس خود را حلم « 2 » و سكون و وقار و ثبات ، عادت و ملكه گردان ، چنانچه « 3 » در وقت خشم ، غلبهء غضب تو به آن حد نرسد كه حجاب عقل و رأى تو شود ، و ترا از سنى « 4 » اخلاق حميدهء تو به اطراف خلاف عادت مألوف برد . و از توابع مذموم و نتايج نامرضى غضب احتراز نماى . در سخن حكيم سقراط آمده است كه : اذا غضب الانسان لم يؤدّ عنه « 5 » اللّسان الّا الخطأ . و كما انّ السّكران لا يعرف قبح سكره الّا اذا رآه من غيره ، كذلك الغضبان لا يعرف قبح غضبه الّا ما يرى من آثره ، يعنى : هر كس كه خشم بر او غالب شود زبان او جز از سخن
--> ( 1 ) - خ : در نظر اقران و اكفاء بمحاسن آراسته . ( 2 ) - خ : بحلم . ( 3 ) - خ : چنان كه . ( 4 ) - ص : سن . ( 5 ) - خ : يرد عن .